قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer سال دو ام.

سال ِ دو .
دو سال .
گذشتن از روز هایی غریب تر از شناخت داشتن به زخم ها و زخمه هایی که نما و صدا داشت در من.
در من صدا ها و زخمه ها و ماند،پیچید و عبور کرد .
من اما چیزی را نمی دیدم،نمی شنیدم و آن بود که مرا برد.
نه امید از من بود و نه عشق .
ایمان ها مرا برد،سکوت مرا برد، و غرق شدم در در ها ـ
حال به گشوده شدن آن هام،یک از یک .
چیز ها و چیدن ها در جایی که نخاهم دانست چرا آنجام، نخانده بودن ام و خانده می شوم .

حال گام هام جهت دار تر و استوار تر و بینا تر از قبل و همیشه که مارا به سخت جانی خویش این گمان نبود .

به سال قبل و تنه ام در روییدن جایی که بود و حالا که جنگل جوانه هام به روزنه ایی شده در روییدن ِ خاک سیاره های منظومه ی شخصی ام مسیری ناآشنا بوده، اما حال که نگاه می کنم،من بوده ام . تمام آن را من بوده ام.
خودم با خودم .

تنها و یل و یکه .
اما حال تنها نیستم‌،‌ما شدم .

با آدم ها و ماه و زمینی که از خون من است،می چکد .


تا سال سه ام و خبرهایی که همیشه‌ست و حالا چیزهایی
جدید و جدید و جد .

تا چند از ماه هایی بعد .


با احترام به همه :

ارادت،راستین خواجوی نوری ـ

کلمات کلیدی: ها ,ام ,سال ,تر ,هایی ,مرا ,تر از ,در من ,جایی که ,در روییدن ,اما حال

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up